خرید بک لینک

دقیقا بفرمایید که

به کجا بَرَم شکایت؟

به که گویم این حکایت؟



+ باید کم کم بنویسمش تا خلاص بشم ازین حجم فکر ..

برچسب: میشه,آدما,میتونن,انقدر,ترسناک,بشن؟, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: دلم,حسرتِ,پرواز,پوسید, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

عاقبتِ همه ی اشک هایی که انسان سر قبری خالی میریزد همین است، یک پوچی عظیم که بهترین اسمش شاید این باشد: خُسران! میخواستم بگویم که.. نگذار تکرار شود، حالا این چند روز که گذشت اما حواست باشد که آن روز بزرگ که همه چیییز از روز هم روشن تر میشود مثل امروز انگشت حسرت به دهان نگیری و نگویی "بخاطر هیچ و پوچ چه هاااا که نکردم". دنیا همین هیچ و پوچ است، همان سراب، همان فریب، همان قبر خالی، نگاه کن که سرمایه ات را برای کدام متاع خرج میکنی؟ * دنیا فریب و رنگ است تا جا بمانی از او تا جا بمانی از او.. #روز_دوم

برچسب: دارالغرور, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

ساعت یک و چهل و شش دقیقه بامداد صدایم زد " خانومِ میم! بیداری؟"بی قرار بود و پریشان، از خودش گله داشت، از کارهایش پشیمان بود، نمیدانم چه کارهایی اما پشیمان بود و روی بازگشت نداشت، برایش از "سفینه النجاه " نوشتم، از "حر ابن یزید ریاحی" ، از "یُبدِّل السیئات بالحسنات"..هر چیز امیدوارانه ای به ذهنم خطور میکرد را با انگشت هایم تند تند مینویشتم و برایش میفرستادم..آرام کردنش سخت بود، آدمی که از خودش ناراحت است با حرف دیگران راحت آرام نمیشود، آدم ها گاهی در موقعیتی گیر میکنند که فکر میکنند همه چیزشان را باختند، فکر میکنند خدا دیگر نگاهشان نمیکند، امام ها دیگر دوستشان ندارند، فکر میکنند مطرودند، فکر م

برچسب: روز,سوم, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: سرم,چسباندم,ضریح,زیر,گفتم, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

میترسم، میترسم یک آدم نسبتا معروف مذهبی بشوم، انقدری که کتاب هایم به چاپ سوم_چهارم برسند و مثلا هزار نفر خواننده ثابت داشته باشم که از حرف هایم اثر میگیرند،آن وقت یک هو تغییر فاز بدهم یا یک فضاحت اخلاقی به بار بیاورم، آن وقت حس آدم ها به حرف های خوبی که زده ام چه میشود؟در جامعه ای که عمده مردم "نگاه میکنند چه کسی میگوید و نگاه نمیکنند چه میگوید" ترس هم دارد، راستش آدم نسبتا معروف که هیچ، من با همین سیصد تا فالور اینستاگرام و دویست تا مخاطب تلگرام و چهره مذهبی و مهربانی که بین دوست هایم دارم میترسم، میترسم از روزی که بگویند "دیدید این دختره ی جانماز آب کش هم تو زرد از آب در آمد؟ همه مذهبی ها و

برچسب: روز,چهارم, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

یه روز انقدر پولدار میشوم که همه سفرنامه های منصور ضابطیان را میخرم و برای اولین بار از فروشنده ی شهر کتاب پلاستیک میگیرم چون همه اش در کیفم جا نمیشود:)

برچسب: آرزوهای,عزیز, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

توی گوشی ام یک مخاطب دارم به نام "تو تار و پود مرا بلدی" که هیچ شماره ای کنار اسمش نیست، یعنی در این نوزده سال و اندی زندگی هیچ آدمی را نداشته ام که بتوانم در وصفش بگویم "تو تار و پودِ مرا بلدی!"اما یک امید هر چند واهی ته دلم را روشن نگه داشته که یک روزی سر و کله اش از یک جایی پیدا خواهد شد، شاید بارها و بارها همدیگر را دیده باشیم، بهم سلام کرده باشیم، دست داده باشیم و بعد شبیه دو تا غریبه هر کسی به راه خودش رفته باشد،شاید زمانه هنوز به ما فرصت دوست بودن و پای حرف هم نشستن را نداده باشد، اما خوب میدانم یک نفر هست که وقتی روبروی پیکسل های کتابستان خشکم میزند و از شدت تنوع نمیدانم کدامشان را انت

برچسب: رفیقِ,غایبِ,کلاسِ,رفاقت, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

این روزها با هر بار درد کوچکی فقط اون قسمت دعای کمیل تو ذهنم پلی میشه که میگه، خدایا تو ضعف منو در برابر بلاهای دنیا دیدی، دیدی چقدر بی جونم، چقدر آه و ناله م زود در میاد، چقدر رو به موتم، چقدر زود قافیه رو میبازم، با اینکه بلاهای این دنیا کوچیک و کوتاه مدت هستن.. حالا تو بگو این منِ داغون ضعیف چکار کنه با بلاهای آخرت، که آسمون و زمین هم طاقتش رو ندارن، چه برسه به من ... و هربار به جای آسمون نگاه میکنم به سقف و با چشم گریون میپرسم " خدایا واقعا دلت میاد؟" :( + وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَلیلٍ مِنْ بَلاَّءِ الدُّنْیا وَ عُقُوباتِها وَ ما یَجْرى فیها مِنَ الْمَکارِهِ عَلى اَهْلِها عَلى اَ

برچسب: ذلک,الظن, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: محبت,های,رفیقانه, نویسنده: کسری صالحی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:50

صفحه بندی